
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بازارهای مالی ایران در سالهای اخیر بارها تحت تأثیر تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند و تجربه نشان داده است که انتظارات سرمایهگذاران، بیش از هر عامل دیگری از چشمانداز روابط خارجی تأثیر میپذیرد.
اقتصادنیوز نوشت:اکنون نیز با مطرح شدن تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن، پرسشهای متعددی درباره آینده نرخ ارز، قیمت طلا، وضعیت بازار سرمایه و چشمانداز بازار مسکن مطرح شده است.
آیا توافق میتواند مسیر تازهای برای رشد اقتصادی و رونق بازارها فراهم کند؛ یا همچنان نااطمینانی عامل اصلی تصمیمگیری سرمایهگذاران خواهد بود؟
در همین رابطه،پیام الیاس کردی، کارشناس بازار سرمایه به واکاوی این سناریوها پرداخته است.
– به اعتقاد من، در ۶۰ روز آینده تغییر چندان شگرفی در زندگی روزمره مردم عادی رخ نخواهد داد. ممکن است قیمت کالاها یا نرخ دلار با نوساناتی جزئی همراه باشد که امری طبیعی است؛ چرا که حتی بدون وجود اخبار تفاهم نیز، این نوسانات در بازار رخ میداد.
– در بخش سرمایهداران، بازارها تلاطمهای بسیاری را پشت سر گذاشتهاند. اتفاقاً تصور میکنم از این مقطع به بعد، بازار طلا، ارز، سهام و سایر بازارها روال عادیتری را در پیش بگیرند. علت این ادعا آن است که همه آگاهند با اعلام خبر توافق، این تفاهمنامه که فعلاً به صورت دیجیتالی است، احتمالاً در روز جمعه کتبی خواهد شد و اعتباری ۶۰ روزه خواهد داشت. پس از آن، احتمالاً وارد فضایی میشویم که بازارها انتظار اصلاح دارند؛ اما به دلیل تجربهای که شخصاً پس از برجام در بازارها مشاهده کردم، تقاضای شدید برای دلار به منظور واردات کالا و متأسفانه خروج سرمایه از کشور، مانع از ریزش شدید خواهد شد. این نکته بسیار عجیبی است که کمتر به آن اشاره میشود؛ پس از برجام، ما شاهد فرار سرمایه و هجوم مردم به سمت بازار بودیم که همین امر ریزش بازارها را خنثی کرد.
– اما درباره کیفیت ادامه مسیر بازار سهام که اکنون نیز رشدی را تجربه کرده است، همه چیز به کیفیت توافق و تفاهمنامه بستگی دارد. بنده به شخصه اطمینان چندانی به رویکرد کاخ سفید در پیشبرد این توافق ندارم و معتقدم حتی اگر در واشینگتن تصمیماتی اتخاذ شود، احتمالاً اسرائیل میتواند این بازی را به طور کامل برهم بزند.
– در این میان، فعالان تجاری به دلیل ماهیت فعالیتشان و حساسیت نسبت به وقایع، کمی محتاطتر عمل خواهند کرد. آنها در ۶۰ روز آینده صبوری پیشه کرده و اقدام خاصی انجام نمیدهند؛ زیرا پیش از این، پروسه برجام را آزمودهاند و به خاطر دورههای ۳۰ تا ۶۰ روزه، ریسک نخواهند کرد. ما باید ببینیم توافق هستهای در ۶۰ روز آتی به کجا میرسد. نباید فراموش کرد که در ادوار گذشته، زمانی که در حال مذاکره بودیم، حملاتی صورت گرفت که روند را تحت تأثیر قرار داد.
– پیش از هر چیز باید اشاره کنم که هماکنون نیز با توجه به تفاهمنامه، تنگه هرمز باز شده و محاصره دریایی برداشته شده است. اما در سناریوی مورد نظر شما که به سمت توافقی با حذف تدریجی تحریمها و ورود سرمایهگذاری خارجی حرکت کنیم، تصور میکنم میتوانیم نرخ دلار را دستکم تا دو سه سال آینده زیر ۱۰۰ هزار تومان تثبیت شده ببینیم و پس از آن، رشد دلار تنها متناسب با پدیده تورم باشد. هرچند بنده به این سناریو خیلی خوشبین نیستم، اما در صورت وقوع آن، دلار احتمالاً از سطوحی مانند ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان شروع کرده و در سه چهار سال به ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان خواهد رسید. قیمت طلا نیز احتمالاً خود را با این ارقام مطابقت خواهد داد.
– در این شرایط، بازار سهام دچار «رشد دلاری» میشود. تفاوت رشد دلاری با رشد ریالی در این است که در رشد ریالی، بازار صرفاً افزایش قیمت دلار را بازتاب میدهد، اما در رشد دلاری، ارزش کل بازار افزایش مییابد؛ مشابه اتفاقی که در سال ۱۳۹۹ رخ داد و باعث جهش شدید بازار سهام شد.
– در بازار خودرو و مسکن نیز شاهد تغییرات شگرفی خواهیم بود. در سالهای ۹۵ و ۹۶ پیش از خروج آمریکا از برجام، بازار خودرو بازاری زنده و فروشمحور بود، سود کمپانیها کمتر و واردات رونق داشت و مردم میتوانستند هر برند خارجی را با شرایط عالی خریداری کنند. در بازار مسکن نیز، به جز املاک اداری و تجاری که پس از برجام با اقبال و جو مثبتی روبرو شدند، تصور میکنم با ورود شرکتهای سازنده، کاهش قیمت مسکن را تجربه کنیم و بتوانیم روی مرتفعسازی گسترده در تهران حساب باز کنیم؛ چرا که دیگر درها بسته نخواهد بود. هرچند این سناریو در تفکر بسیاری از افراد به دلیل دور بودن از ذهن، چالشبرانگیز است و بنده نیز نسبت به آن بدبین هستم، اما نباید آن را دور از ذهن دانست. همانطور که توافق فعلی که بسیاری آن را غیرممکن میدانستند به راحتی امضا شد، شاید به صورت دومینووار طی دو سه سال آینده به آن سمت حرکت کنیم.
– متأسفانه همواره شاهد حضور سرمایهگذارانی هستیم که صرفاً با اخبار خرید و فروش میکنند و منطق خاصی پشت رفتارشان نیست؛ تنها بر اساس احساسات ناشی از کاهش یا افزایش قیمتها تصمیم میگیرند. البته باید به آنها حق داد، زیرا به دنبال محافظت از سرمایه اندک خود هستند. درخواست من از این افراد این است که حتماً به مشاوران متخصص مراجعه کنند یا حداقل در این زمینه مطالعه داشته باشند. متأسفانه در ایران افراد به صورت افراطی حتی از مخارج زندگی خود کاسته و به سمت سرمایهگذاری میبرند. اگر مردم بتوانند سفره سرمایهگذاری را از سفره زندگی شخصی خود جدا کنند، با آرامش بیشتری تصمیم خواهند گرفت. آن چیزی که من در میان مردم نمیبینم، «آرامش در آرایش سرمایهگذاری» است. امیدوار بودم با گسترش فضای رسانهای این وضعیت بهبود یابد، اما به نظر میرسد فضا بدتر شده است.
۲۲۳۲۲۵




